رسانه های محلی عمدتا فرد محور بوده و راه اندازی ان ها با کمترین هزینه و در سریع ترین زمان صورت میپذیرد خود را پاسخ گوی هیچ چهارچوب سیاسی جریانی گروهی تشکیلاتی نمیبینند

بی شک امروزه نمیتوان نقش و قدرت کم نظیر رسانه های محلی که معمولا قائل به فرد هستند را در هدایت _درست یا غلط _ افکار عمومی و ابزار ناظر بر دستگاه های اجرایی شهرستان ها و استان ها را نادیده گرفت . در فقدان جامعه مدنی با صلابت و شاداب در کشور که سالهاست دولتها را به تلاش و ترمیم ان توسط تقویت احزاب و تشکل ها و سندیکاهای مختلف وا داشته است تکثر و ترویج سریع این نوع رسانه ها در کوچکترین بخش های کشور بیم و امید هایی را با خود به همراه اورده است . عمق تاثیر برخی رسانه های محلی که مبتنی بر نقد منصفانه، احترام به مخاطب و رعایت اخلاق و رسالت مطبوعاتی و رسانه ای و اعتلای منافع و مصالح عمومی است به قدری در بطن جامعه ملموس بوده که امید ها را به این پدیده جدید در عرصه مطبوعات فزونی بخشیده است .

در مقابل نیز کم نیستند رسانه هایی که امروزه با اجماع های محفلی در مقام احزاب و تشکل ها و جمعیت های غیر رسمی بر امده و با کور کردن فضای تامل به طرق مختلف مواضع خود را با ابزارهای گوناگون به مخاطبین و جامعه تلقین و با نفی مغرضانه و بدون تولید هیچ محتوایی با خبرسازی و تزریق هیجانات کاذب عملا رسالت خود را به فراموشی سپرده و با مستمسک شدن به برخی افراد و نه افکار ، به رسانه های استیجاری افراد مطبوع خود مبدل گشته و جامعه هدف خود را دچار اسیب ها و هزینه های گوناگونی میکنند .

در موارد بسیاری اینگونه رسانه ها که مشروعیتشان را نه از مخاطبان بلکه از ارتباط با مسئولین سیاسی رده بالای محلی دریافت میکنند به بنگاه خبر پراکنی در جهت پیشبرد اهداف ان مسئول تبدیل شده و به پشتوانه ان خود را دارای چنان مصونیت حقوقی می یابند که حتی میتوانند بی هیچ لکنت زبانی با زیر پا گذاشتن اخلاق حرفه ای در مقابل قانون شکنی هم کمترین نگرانی را داشته باشند .

همانطور که پیشتر اشاره شد به دلیل انکه رسانه های محلی عمدتا فرد محور بوده و راه اندازی ان ها با کمترین هزینه و در سریع ترین زمان صورت میپذیرد خود را پاسخ گوی هیچ چهارچوب سیاسی جریانی گروهی تشکیلاتی نمیبینند بلکه در این مواقع تنها بسته به انصاف و اخلاق مداری و حرفه ای بودن و ترجیح منافع عمومی به منافع شخصی میتوان از مدیران مسئول ان انتظار داشت که در چه سطحی عملکرد مثبت داشته باشند. این بیم و امید ها نسبت به تکثر و ترویج رسانه های محلی در حالیست که انتظار میرود در نبود احزاب پویا در شهرستان ها و استان های کشور، رسانه های محلی با نقد منصفانه و نه نفی مغرضانه و تشخیص مصالح و منافع ملی و منطقه ای عاملیت پاسخ گویی و نظارت بر عملکرد مسئولین ، اگاهی بخشی به جامعه و احقاق مطالبات مردم باشند که متاستفانه در مواردی مشاهده میشود برای کسب نام و نان به تریبون بنگاه داران سیاسی و مروجین بد اخلاقی تبدیل میشوند.

متاستفانه شاهدیم برخی از این رسانه های با مجوز و بی مجوز گاها امید و اخلاق در جامعه را با هدف کسب اعتباری هرچند گذرا و سطحی در جهت امیال و ارتزاق فکری و منافع برخی گعده های سیاسی که پیرو هیچ مکتب و جریان سیاسی اعم از چپ و راست اصلاح طلب و اصولگرا نیستند نشانه میروند تا نه در راستای رضایت مردم و جامعه بلکه خوشایند برخی ارکان قدرت، عمل کنند ! این همان بیمی است که در نبود احزاب فعال در عموم شهرستان ها از ترویج رسانه های مکتوب و مجازی محلی احساس میشود چرا که اغلب رسانه ها و جراید ملی غالبا وابستگی های حزبی جریانی و یا شخصی معینی دارند و همین چهارچوب ها به انها اجازه قلمرانی و هتک به انچه نمیپسندد نمیدهد.

در چنین مواجهه ای میان دو رخداد امید بخش و بیم الود وظیفه مسئولین استانی و شهرستانیست که تقویت احزاب و جمعیت ها و کانون های صنفی را جدی بگیرند تا رسانه های وابسته به اقشار و طبقات و گرایش های سیاسی مختلف در چهارچوب معین و مشخص متناسب با مرام این دستجات حرکت کنند تا انها نیز خود را پاسخگو مواضع خود بدانند و در کنار این با تقویت و حمایت از اصحاب رسانه و جراید محلی امید بخش، ضامن تسریع در روند توسعه پایدار منطقه ای باشند.

  • نویسنده : رامیز دانشور