نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
هادی حقشناس اقتصاددان
آنچه در حوزه عملکرد اقتصادی میتواند تحلیلها را کوتاه و واقعیتها را آشکار کند یک مقایسه نسبی اقتصادی است. در این جنگ رمضان آمریکا نه موشکی خورد، نه زیرساختی تخریب شد و نه مورد تحریم کشورهای همسایه قرار گرفت؛ بلکه صرفا مورد یک تحریم آن هم در تنگه هرمز واقع شد که کشتیها هم کشتیهای آمریکایی نبود بلکه کشتی بقیه کشورها در تردد دچار مشکل شدند. حال سوال ساده این است آمریکا که هیچ آسیبی از جنگ ندیده و مورد تحریم هم نیست چرا تورمش افزایشی شد و امروز گروههای مخالف ترامپ میگویند هزینه جنگ را مردم آمریکا پرداخت میکنند؟ آمریکایی که در همه سنوات گذشته هیچ وقت مورد تهاجم هیچ کشوری نبوده، اما با یک جنگ گرانی و تورم را تجربه میکند.حال این شرایط آمریکا را با ایرانی مقایسه کنیم که در همه سالهای بعد از انقلاب در تحریم بوده و نه تنها تحریم بوده بلکه زیرساختهای کشور را زدند و نتوانستیم تکنولوژیهای جدید به خدمت بگیریم و انواع بلاهای طبیعی و غیر طبیعی هم بر سر کشور آمده است. با این توصیفات وقتی به مساله اقتصاد ایران نگاه میکنیم میبینیم که تابآوری اقتصاد ایران خوب بوده است.
البته این گفته بدین مفهوم نیست که وضعیت مطلوب است. اصلا و ابدا اینگونه نیست و حتما میتوانست بهتر از این باشد. اگه سیاستهای پولی و مالی را نه در این دو سال گذشته بلکه در سنوات گذشته درست اجرا میکردیم و اگر منابعی که قبلا نصیب کشور شد و نفت بالای ۱۰۰ دلار میفروختیم صرف زیرساختها میشد امروز تابآوری اقتصاد ایران بیشتر میشد؛ لذا نمیخواهیم به گذشته اشاره کنیم که در برخی مقاطع میشد بهتر عمل بکنیم، اما وضعیت حال اینگونه است که درآمد ارزی دولت به حداقل رسیده و از طرف دیگر نوع سلیقههای مردم طبیعی است که متفاوت و متنوع شده است و این انتظار طبیعی است که به نیازهای مردم پاسخ داده شود.اما واقعیت را بپذیریم که جنگ بر اقتصاد هزینه تحمیل و در تولید اخلال ایجاد میکند. جنگ اشتغال را تحت تاثیر قرار میدهد و منجر به این میشود که جذب سرمایهگذاری خارجی نداشته باشیم. اینها مسائل مهمی است که عوارض جنگ است و طبیعی است ملتی که میخواهد استقلال داشته باشد و حرف زور را نشنود باید این هزینه را هم بپردازد.