از زباله هایی که در سطح شهر تالش جمع نمیشوند تا مشکلات نان و سقوط تیم چوکا و تعطیلی سد شفارود ! نقطه ی تلاقی اکثر این مباحثات که به نتیجه ی مشخصی هم نمیرسد ، به چند گزاره ی واحد ختم میگردد .

تالشان نیوز : کافیست در جمعی حضور پیدا کنید و بحثی در خصوص گوشه ای از عقب ماندگی و مشکلات شهر به راه بیافتد.

از زباله هایی که در سطح شهر تالش جمع نمیشوند تا مشکلات نان و سقوط تیم چوکا و تعطیلی سد شفارود !

نقطه ی تلاقی اکثر این مباحثات که به نتیجه ی مشخصی هم نمیرسد ، به چند گزاره ی واحد ختم میگردد .

یکی از این گزاره ها که از قضا پشتوانه تاریخی نیز دارد که در این یادداشت پرداخت به آن نمیگنجد ، جمله ی معروف ” شرق گیلانی ها نمیگذارند تالش پیشرفت کند ” است.

یا مثلا ” شرق گیلانی ها بودجه ها رو به سمت خود سرازیر میکنند ! ” یا ده ها مثال مشابه که واژه ی ” شرق گیلان ” در آن نقطه مشترک به نظر میرسد.

در ماجرای انتخاب استاندار گیلان نیز ، که رقابتی بر سر دو گزینه از غرب و شرق گیلان میان دکتر دوستدار و اسداله عباسی در گرفت

و در نهایت به استاندار شدن اسداله عباسی اهل رودسر ختم شد ، این گزاره دوباره بر سر زبان ها افتاد.

به نظر میرسد  از دل این گزاره که به تبعیض در توسعه و پیشرفت  شرق گیلان به نسبت شهر های غرب گیلان دلالت دارد ،

بتوان با مقایسه ای گذرا به ماهیت این جمله پی برد.

بهره برداری از پروژه ی احداث کمربندی لنگرود به شلمان که شهر لنگرود را از خفقان ترافیک نجات داد را با پیشرفت پروژه ی کمربندی تالش مقایسه کنید !؟

هر دوی این پروژه ها ، به سفر دوم محمود احمدی نژاد به گیلان بر میگردد

در حالی که بیش از ۴ سال از افتتاح پروژه در لنگرود میگذرد اما کمربندی تالش علی رغم مصوب در دوره محمود احمدی نژاد پس از احداث دو کیلومتر متوقف و ، در سفر دوم روحانی به گیلان دوباره کد دار شد و تاکنون هم پیشرفت محسوسی نداشته است !

سد لاستیکی تالش یکی دیگر از آن دست پروژه هایی است که همچون اسرار سازمان امنیت ملی مهر و موم گشته و کسی نه حق دسترسی به ان دارد و نه کسی از سرنوشت ان مطلع است.

حال مقایسه کنید با افتتاح و بهره برداری از پروژه های سد لاستیکی مشابه که همزمان با تالش شروع به کار کردند و امروز در شرق گیلان در حال بهره برداری هستند.

در کنار مثال های متعددی که میتوان در تایید گذاره ی  ” تبعیض شرق نسبت به غرب ” و اختلاف سطح توسعه میان انها اشاره کرد.

باید به سابقه گسیل یک طرفه نیروهای سیاسی در قالب مسئولان ادارات اجرایی از شرق به شهرهای غربی استان در دهه های قبل که یکی از نارضایتی های عموم مردم بوده است ، توجه داشت .

گفتنیست که این نارضایتی بیش از اینکه دلیل واضح و روشنی داشته باشد به عدم بکارگیری نیروهای سیاسی و اداری بومی تالش در دستگاه های مختلف در سطح استان برمیگردد.

البته که دولت حسن روحانی در این زمینه برای نیروهای بومی تالش سنگ تمام گذاشت و چهره هایی از تالش توانستند به مناصب حساسی همچون فرمانداری شهرستان های مهم و ادارات کل حساس استان برسند.

در کنار همه این موارد تلاش لحظه اخری حسن محمدیاری نماینده حوزه انتخابیه تالش برای استاندار شدن محمد دوستدار در رقابت با اسداله عباسی اضافه کنید.

با اینکه محمدیاری در گفتگویی بدان اذعان داشته که عباسی گزینه ابتدایی او و مجمع نمایندگان بوده است و تاخیر در صدور حکم اسداله عباسی باعث گشته تا برای گزینه بومی اهل تالش تلاش کند

اما منتقدان بر پایه همان نگرانی تاریخی  این توجیه را نمیپذیرند و معتقدند در بر روی همان پاشنه میچرخد

و یک شرق گیلانی به صورت ناخداگاه نگاه تبعیض امیز گذشته را ادامه خواهد داد و تغییر نظر حسن محمدیاری از عباسی به دوستدار بر گذاره تبعیض شرق بر غرب صحه خواهد گذاشت.

با همه این تفاسیر  انتظار میرود اسداله عباسی با توسعه متوازن در سطح همه استان به خصوص جبران عقب ماندگی های غرب گیلان و تالش تابوی گذاره  ” شرق گیلانی ها ” را در اذهان مردم بشکند ؟!