این اشخاص که مدیران انقلاب اسلامی باید نامشان نهاد ، از عنفوان جوانی در مصادر امور بوده اند و تا زمان کنونی که ایام شصت یا هفتاد عمرشان را می گذرانند همچنان در صدر مجالس و منابر حکومتی با قامتی رعنا ، نقش آفرینی می کنند. آیا پذیرفتنی است که اینان گلایمند شرایط کنونی باشند؟؟ کدامین کم کاری را فریاد می زنند ؟ کوتاهی زیردستان خودشان را یا بی تفاوتی بالادستی خودشان را؟

تالشان نیوز یادداشتی از شهروز پروایی : سالهای پیشین مدیران بالادستی کشور دورهم نشسته و با جمع بندی پتانسیل ها و امکانات بالقوه وبالفعل کشور و تجربه برنامه نویسی اداور مختلف اقدام به تدوین چشم انداز ایران ۱۴۰۰ نمودند.

با توجه به جامعه آماری با قاطعیت می توان گفت چشم انداز ایران ۱۴۰۰ نه تنها محقق نشد بلکه به صورت فاجعه ای دامن همه ارکان نظام را نیز در برگرفته است.

ارتش بیکاران ،مردمان افسرده،گرانی بی محابا و چندین و چندین معظل و مشکل دیگر در ایران ۱۴۰۰ بر روی دست مدیران بالادست مانده است.

شاید هیچ زمانی به خوبی شرایط کنونی نمیتوانستیم شرایط غیرقابل دفاع مدیریت و کشور داری را با صراحت و جسارت بیان کنیم.

ادله و مستندات لازم نیست، همین که روسای قوای سه گانه بیش از هر شخص حقیقی و حقوقی دیگری در این سرزمین با شعار مبارزه با فقر و فساد سعی در اصلاح امور دارند خود موید این ماجراست که سیستم و عوامل سیستم به روشنی به عمق مشکلات و مصائب پی برده اند.

ایران ۱۴۰۰ رویایی بود که در آن عزم براین شده یود که در بسیاری از مسائل حرف اول را در منطقه خاورمیانه بزنیم .

اما انچه در آن در منطقه حرف اول را می زنیم نه گسترش فناوری کاهش آلودگی محیط زیست مبارزه با کم آبی و غیره می باشد که حرفی در این زمینه ها برای گفتن نداریم بلکه در مسائلی همانند تورم، فلاکت، جرایم گسترش ناباورانه ای را تجربه می کنیم.

این مشکل و واژگونی ایده و عمل را دو عنصر اساسی می تواند تشکیل بدهد یا برنامه ریزی غلط یا مجریان ناکارامد.

آنچه که در رسانه ها و نظرات کارشناسان و اصحاب دانشگاه منتشرشده است به نظر می رسد به لحاظ تئوریک و علمی نگارش متن ایران ۱۴۰۰ علمی دقیق و مستدل بوده است پس این مورد قابل رد و ایراد گرفتن نیست.

شق دوم مجریان ناکارآمد را باید بررسی کنیم.

برای اینکه این موضوع را شفاف بررسی کنیم استناد به متون محرمانه و امنیتی لازم نیست با بررسی سرانگشتی مجریان سند چشم انداز برنامه کلان ایران ۱۴۰۰ از بدو پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها بازنشسته نشده اند بلکه از پستی به پستی دیگر و از سمتی دیگر تغییر وضعیت داده اند به این معنی که نمی توان مدیر ۲۰ سال پیش را ناکارآمد شمرد و مدیر فعلی را کارآمد چرا که در این سیستم مدیر ناکارآمد به زعم آقایان متصور نمی توان شد بلکه آن مدیر توانمندی اش از بخشی به بخشی دیگر منتقل می شود.

من باب مثال از سال ۵۷ تا امروز اشخاص ذیل همیشه در تراز اولیه حکومتی حضور داشته اند
سیدمحمدخاتمی،محموداحمدی نژاد،اکبرهاشمی رفسنجانی ،محمدباقر قالیباف،علی لاریجانی،مسعودپزشکیان،اکبر آخوندی،زریبافان و ده ها تن از این مدیران .
این اشخاص که مدیران انقلاب اسلامی باید نامشان نهاد از عنفوان جوانی یعنی سنین هجده نوزده سالگی در مصادر امور بوده اند

تا زمان کنونی که ایام شصت ، هفتاد عمرشان را می گذرانند همچنان در صدر مجالس و منابر حکومتی با قامتی رعنا نقش آفرینی می کنند.

آیا پذیرفتنی است که اینان گلایمند شرایط کنونی باشند؟؟ کدامین کم کاری را فریاد می زنند ؟ کوتاهی زیردستان خودشان را یا بی تفاوتی بالادستی خودشان را؟ این بزرگواران کدام برنامه را می خواهند اجرا کنند که در زمان مسئولیت نتوانستند عملی کنتد؟

با کدام فساد مبارزه نکرده اند که تصمیم به مبارزه با آن در زمان ریاست قوه مجریه دارد؟

کاش کاندیداهای کنونی احساس تکلیف نمی کردند ، ای کاش کاندیداهای کنونی قصد اجرای تجربه ۴۰ساله مدیریتشان را از سر بیرون کنند

حال که شما در پیرانه سرتان حال و هوای جوانی به سرتان زده است و آرزو بر شما عیب نیست ما جوانان محضرتان عرض می کنیم که چشم دلمان پیر وسیر و دنیا دیده تر از هر زمان دیگری شده است.

اگر زمان استراحت و بازنشستگی شما فرا نرسیده است،بنده به عنوان عضوی از جامعه جوان تحصیلکرده و اهل مطالعه کشور اعلام بازنشستگی می کنم و….

شهروز پروایی