حضور ایشان در لبنان در کنار امام موسی صدر و سخنرانی در دانشگاه الازهر مصر ، از وی چهره ای مذهبی سنتی و تقریبی به جای گذاشته است تا چریکی عمامه به سر !

به گزارش تالشان نیوز سوم مرداد ، در تاریخ معاصر تالش و گیلان مصادف است با اتفاقی نا به هنگام و شوک اور که همچنان بسیاری از زوایای آن ، از چشم حقیقت پنهان مانده است.

سال ۶۱ در حادثه ای جاده ای آیت اله سید یونس عرفانی ، نماینده حوزه انتخابیه طوالش در سن ۴۱ سالگی ، در مسیر بازگشت به تالش دار فانی را وداع گفت.

شائبه ی ترور کور

خبر کوتاه بود اما ابتدا به ساکن ، چنین تصور شد که این روحانی برجسته و دارای نفوذ سیاسی ، در حکومت نوپای جمهوری اسلامی بر اثر ترور کور به شهادت رسیده است.

حقیقت مرگ یونس عرفانی هر چه که بود ، تحت شعاع فقدان یکی از روحانیون متنفذ بیت رهبر انقلاب به فراموشی سپرده شد .

تاریخ شفاهی و چند قطعه عکس و چند سطر توضیحات موجود در اینترنت ، تنها منبع موجود قابل دسترسی برای شناخت از عقاید و افکار و اعتقادات یونس عرفانیست .

جوان روستا زاده ی اهل شیرآباد شهرستان تالش ، که تحصیلات خود را از طلبگی شروع کرده و خیلی سریع به جمع بزرگان و علما و مراجع دینی میپیوندد ،

تا انکه همزمان با شعله ور شدن زبانه های اتش انقلاب در کنار یاران امام خمینی پا به مبارزه جدی بر علیه رژیم پهلوی میگذارد.

عرفانی در ابتدا پیش از انکه مبارز انقلابی شناخته شود بلکه به سبب تلمذ نزد علمای دینی به چهره ی متنفذ مذهبی شناخته میشد.

حضور ایشان در لبنان در کنار امام موسی صدر و سخنرانی در دانشگاه الازهر مصر ، از وی چهره ای مذهبی سنتی و تقریبی به جای گذاشته است تا چریکی عمامه به سر !

با نزدیکی به بهمن ۵۷ فعالیت های مبارزاتی عرفانی در کنار مهدوی کنی و ایت اله مشکینی و سایر مراجع و روحانیون ، شدت بیشتری میگیرد تا انکه به ریاست کمیته منطقه ۸ انقلاب منصوب شد.

تقابل با حاکم شرع

با پیروزی انقلاب پس از برگزاری اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی به پارلمان راه پیدا میکند.

حسب تجربه و بصیرت و عقاید معتدلش حوزه ی انتخابیه خود را از اتش تند روی انقلاب مصون میدارد.

روایت های متفاوتی از مقابله ایشان با حاکم شرع صادق خلخالی سینه به سینه در سطح شهر میچرخد.

در یکی از این مواجهات ، وی خواستار تجدید نظر و هماهنگی در خصوص صدور احکام قصاص برای برخی از خوانین و عناصر دارای نفوذ منطقه شد .

تا حتی برخی از این افراد از ترس شعله های اتش انقلاب به ییلاقات امان و پناه بردند.

غائله ی تبریز

حضور و تلاش های عرفانی در تبریز به سبب ختم غائله حزب خلق مسلمان در مواجه با حزب جمهوری اسلامی و تصویب قانون اساسی در سال ۵۸ نشان از آن داشت نقش وی تنها به زادگاه خود معطوف نمیباشد.

بلکه از نگاه حاکمیت وی دارای ان جایگاهی است که میتواند به خواست بیت امام به مذاکره با آیت الله شریعتمداری به عنوان رهبر معنوی حزب خلق مسلمان بنشیند و نقش میانجی گری میان ایت الله خمینی و ایت الله شریعتمداری را ایفا کند.

ساده زیستی روحیه ارام ، نوع دوستی و مجموعه رفتارهای که مردم از مرحوم سید یونس عرفانی نقل میکنند ، از وی چهره ای بسیار محبوب و مورد مقبولی در نزد مردم ساخته است.

که هرجا و هر کس با هر دیدگاه مذهبی و سیاسی به نیکی از ایشان یاد میکنند و در بسیاری از مواقع حسرت ان میخورند که اگر عمر یونس عرفانی طولانی میبود میتوانست منشا اثرات فراوانی برای مردم باشد.

موضوع این یادداشت همانطور که از عنوان آن بر می آید انست که براستی اگر عمر یونس عرفانی به خواست خداوند با این خصوصیات رفتاری ، طولانی میبود امروز در شرایط کنونی حکومت اسلامی ، در چه جایگاهی قرار میگرفت

و در طول زمان ایشان چه نقشی را در مواجهه با قدرت سیاسی و مردم ایفا میداشت ؟!

پاسخ به این سوال ، شناختی فراتر از انچه در تاریخ شفاهی در خصوص ایشان نقل و قول میشود را میطلبد .

در نگاه اول جایگاه ایشان به سبب سوابقشان در طول مبارزات انقلابی و نزدیکی شان به آیت الله خمینی ، در تراز افرادی چون یزدی مهدوی کنی هاشمی شاهرودی و جنتی دیده میشود،

اما از طرفی دیگر چه بسیار همسنگرانی که در طول عمر انقلاب همچون شریعتمداری صانعی و غیره به خواسته یا ناخواسته از قطار قدرت سیاسی جا ماندند و بعضا حذف فکری شدند .

بنابراین صرف سابقه انقلابی ، نمیتوان قضاوتی از اینده جایگاه سیاسی و اجتماعی سید یونس عرفانی داشت.

عرفانی و نگاه سلبی حاکمیت

اما میتوان حدس زد ایت الله یونس عرفانی در صورت اصرار بر مواضع خود در سال های اول انقلاب ، به طور قطع با بخشی از بدنه حاکمیت که بعضا سلیقه ای عمل میکند و نگاه سلبی به منتقدین خود دارد و ملاک را حال امروز افراد میدانند ، به مشکل اساسی بر میخورد و همچون اوایل انقلاب نمیتوانست با برخی تصمیمات سلیقه ای کنار آید.

تا انجا که باید میان مردم و حضور در قدرت سیاسی یکی را برمیگزید.

  • نویسنده : رامیز دانشور