سرنوشت تنگه هرمز، تعیین کننده آینده درگیری ایران و آمریکا

گزینه دیگر این است که ایران و آمریکا به رویه فعلی خود ادامه دهند. یعنی دو خط موازی مذاکره و حملات نظامی که البته بعید است ادامه یابد چون ترامپ فرد کم تحملی است و اگر از این وضعیت نتیجه نگیرد به سمت گزینه دیگری می رود.

درگیری های نظامی ایران و آمریکا در چند شب گذشته ادامه داشته است و برخلاف گذشته، میانجی ها نیز تا کنون اقدام معناداری در جهت کاهش تنش انجام نداده اند. تلاش ایران و عمان برای رسیدن به یک توافق بر سر مدیریت تنگه ی هرمز تا کنون بی نتیجه بوده است.

آمریکا پس از آنکه تعلیق تحریم های نفتی را لغو کرد، در تازه ترین اقدام، محاصره ی دریایی را نیز دوباره اعمال کرد و ایران هم بسته بودن تنگه ی هرمز را اعلام کرده است. مجموع این شرایط حاکی از بازگشت به شرایط پیش از تفاهم اسلام آباد است و می تواند بازگشت به جنگ تمام عیار تفسیر شود.

رضا غبیشاوی ، تحلیل گر مسائل بین الملل، اما در گفتگو با ایران دیلی گفت این وضعیت در حال حاضر بعید است از سطح ضربات نظامی پراکنده فراتر برود. به گفته او سرنوشت تنگه هرمز آینده درگیری ها و تنش میان ایران و آمریکا را تعیین خواهد کرد.

با توجه به تحولات اخیر، آیا می‌توان وضعیت کنونی تقابل میان ایران و آمریکا را آغاز مرحله‌ای جدید از یک رویارویی مستقیم و گسترده دانست یا همچنان در چارچوب یک تنش کنترل‌شده و موقت قرار دارد؟

ایران و آمریکا وارد مرحله جدیدی شده اند که قبلا هم وجود داشت اما الان شدیدتر شده است. چون تهران و واشنگتن در مذاکرات تقریبا به بن بست رسیده اند و درباره وضعیت تنگه هرمز نیز با استناد به بند ۵ یادداشت تفاهم با دو تفسیر متضاد روبه رو شده اند.

آمریکا تلاش می کند با ضربات نظامی پرتعداد، بر تهران فشار وارد کند تا بتواند در مذاکرات امتیاز بگیرد.
به ویژه درباره وضعیت تنگه هرمز که هم اکنون مورد بحث است و البته موضوعات دیگر و در راس آنها هسته ای.
چون ایران حاضر به امتیازدهی به آمریکا و پذیرش خواسته های این کشور در باره تنگه هرمز نیست و همزمان بر اجرای تصمیمات و چارچوب خود درباره تنگه هرمز و هسته ای اصرار دارد.
امریکا نیز علاوه بر مذاکرات، تلاش می کند به صورت موازی، از طریق حملات نظامی به ایران فشار وارد کند.

آیا این رویه آمریکا منجر به نتیجه می شود: احتمال زیاد نه. چون همانطور که در تهران این نظر وجود دارد، آمریکا توانایی و قصد بازگشت به جنگ تمام عیار را ندارد و به ضربات پراکنده ادامه می دهد. این ضربات نیز با وجود خسارت های جانی و مالی اما فشار جدی بر ایران وارد نمی کند تا منجر به دست کشیدن از خواسته ها و برنامه های خود و پذیرش خواسته های آمریکا درباره تنگه هرمز و هسته ای شود.

چرا تلاش‌ها برای دستیابی به تفاهم میان ایران و عمان درباره ترتیبات امنیتی و کشتیرانی در تنگه هرمز به نتیجه نرسید؟ مهم‌ترین موانع این اختلاف چه بوده است؟

 

اختلافات ایران و عمان درباره تنگه هرمز ناشی از تفاوت کامل نگاه و روابط و جایگاه دو کشور است.
ایران بر دریافت عوارض از تنگه هرمز اصرار دارد اما عمان خلاف آن را تعهد کرده است. ایران بر مدیریت تنگه هرمز توسط خود پافشاری می کند اما عمان خواهان رفت و آمد آزادانه از تنگه هرمز به مانند قبل است. ایران در حالت جنگ و درگیری نظامی با آمریکاست اما واشنگتن کشور متحد و نزدیک عمان است.

عمانی ها به دنبال میانجیگری و ایجاد موازنه در روابط با ایران و آمریکا از یک سو و از سوی دیگر میان ایران و کشورهای جنوب خلیج فارس هستند اما درباره تنگه هرمز، خود به عنوان یک طرف  هستند و مواضع مسقط در این باره، همسو و نزدیک به تهران نیست.

کشورهای میانجی تاکنون عمدتاً به محکوم کردن حملات و دعوت به خویشتنداری بسنده کرده‌اند. چرا این کشورها نتوانسته‌اند نقش فعال‌تر و مؤثرتری در مهار بحران ایفا کنند؟

چون اولا این میانجی ها یعنی قطر و عمان خود مورد حمله قرار گرفته اند و در نتیجه به لحاظ  جایگاهی در شرایط تناقض آمیز قرار گرفته اند چرا که نمی توان هم میانجی بود و هم مورد حمله قرار گرفت. ثانیا خواسته های ایران و آمریکا، صفر و صدی هستند و هیچ کدام تمایلی به عقب نشینی و کوتاه آمدن برای دست یابی به تفاهم ندارند بلکه دو طرف انتظار دارند طرف مقابل عقب نشینی کند. ثالثا ایران حاضر نیست آنچه را که در جنگ، تسلیم نکرده در مذاکرات تسلیم کند؛ مدیریت بر تنگه هرمز را واگذار کند و در هسته ای عقب نشینی های مورد خواست آمریکا را انجام دهد

 با توجه به روند تحولات، چه سناریوهایی را برای هفته‌ها و ماه‌های آینده محتمل‌تر می‌دانید؟ آیا احتمال تشدید درگیری نظامی بیشتر است یا هنوز فرصت معناداری برای کاهش تنش و بازگشت به مسیر دیپلماسی وجود دارد؟

چند گزینه برای آینده قابل تصور و پیش بینی است. نخست شروع جنگ جدید آمریکا علیه ایران است که احتمال آن کم است اما بعید نیست به ویژه این بار با هدف سیطره کامل بر تنگه هرمز . با این حال به نظر می رسد آمریکایی ها معتقدند محاصره دریایی علیه ایران از یک سو و همزمان ضربات نظامی علیه ایران نتیجه بهتری از آغاز جنگ جدید خواهد داشت و نیازی به جنگ جدید نیست. ترامپ دوشنبه به وقت تهران، بازگشت محاصره دریایی علیه ایران را اعلام کرد.

البته باید به صورت عملی منتظر ماند و دید آیا گفته های ترامپ درباره باز بودن تنگه هرمز صحت دارد یا نه؟ اگر فرضا باز باشد و کشتی ها بتوانند آزادانه حرکت کنند این دستاورد بزرگی برای ترامپ خواهد بود و برای حفاظت از آن حملاتی را انجام خواهد داد. اگر نه ترامپ برای رسیدن به این هدف، حملات متفاوت و عملیات های جدیدی خواهد داشت که می تواند به سطح تلاش برای اشغال محدود جزایر ایران نیز برسد.

گزینه دیگر این است که ایران و آمریکا به رویه فعلی خود ادامه دهند. یعنی دو خط موازی مذاکره و حملات نظامی که البته بعید است ادامه یابد چون ترامپ فرد کم تحملی است و اگر از این وضعیت نتیجه نگیرد به سمت گزینه دیگری می رود. تجربه هم نشان داده ایران تحت تاثیر این گونه حملات قرار نمی گیرد و امتیاز نمی دهد.

گزینه دیگر ترامپ برای ایران می تواند همزمان با اعلام پایان و لغو یادداشت تفاهم، چراغ سبز به اسرائیل برای شروع جنگ جدید یا حملات جدید علیه ایران و همزمان شروع حملات گسترده تر آمریکا به نقاط جنوبی ایران باشد.

سرنوشت تنگه هرمز ، آینده درگیری ها و تنش میان ایران و آمریکا را تعیین می کند. به نظر می رسد امریکا ابتدا دو مسیر همزمان حملات و مذاکره را ادامه می دهد و در صورتی که به نتیجه نرسد به سراغ برنامه جنگ سوم اسرائیل علیه ایران و همزمان حملات امریکا علیه جنوب و تنگه هرمز خواهد رفت.